رئیس یا رهبر؟ آداب برخورد مدیران با زیردستان در سیره علوی

در سیره علوی، مدیر شایسته کسی نیست که فقط فرمانش اجرا شود؛ کسی است که با عدالت، شایسته‌گزینی، پاسخ‌گویی و حفظ کرامت کارکنان، زمینه درست کار کردن را فراهم سازد.
22 ساعت و 37 دقیقه پیش
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
رئیس یا رهبر؟ آداب برخورد مدیران با زیردستان در سیره علوی

  مقدمه؛ قدرت، شخصیت مدیر را آشکار می‌کند

بسیاری از افراد پیش از رسیدن به مقام مدیریت، از احترام، عدالت و گفت‌وگو سخن می‌گویند؛ اما پس از دستیابی به قدرت، رفتارشان تغییر می‌کند. کارمندانی که تا دیروز همکار آنان بودند، ناگهان به ابزارهایی برای اجرای دستور تبدیل می‌شوند و مخالفت حرفه‌ای، نشانه بی‌وفایی تلقی می‌گردد.
قدرت لزوماً انسان را فاسد نمی‌کند، اما لایه‌هایی از شخصیت او را که پیش‌تر پنهان بوده‌اند، آشکار می‌سازد. از همین رو، مدیریت را نمی‌توان فقط مجموعه‌ای از مهارت‌های برنامه‌ریزی، تقسیم کار و ارزیابی عملکرد دانست. مدیریت پیش از آنکه یک مسئله فنی باشد، آزمونی اخلاقی درباره نحوه مواجهه انسان با اختیار، منابع و سرنوشت دیگران است.
 

رئیس و رهبر؛ تفاوت در عنوان نیست

«رئیس» و «رهبر» الزاماً دو سمت سازمانی جداگانه نیستند. ممکن است فردی مدیرعامل باشد، اما توان رهبری نداشته باشد؛ و کارمندی بدون سمت رسمی، به دلیل صداقت و اعتمادپذیری، بر همکاران خود اثر بگذارد. رئیس بیشتر بر حق فرمان دادن تکیه می‌کند، درحالی‌که رهبر درباره مسئولیت خود در برابر نتایج و انسان‌ها می‌اندیشد.
رئیس می‌پرسد «چرا دستور من اجرا نشد؟» و رهبر علاوه بر آن می‌پرسد «آیا دستور روشن، عادلانه و قابل اجرا بود؟» مدیریت سالم به اقتدار قانونی نیاز دارد، اما رهبری زمانی آغاز می‌شود که این اقتدار در خدمت هدف، عدالت و رشد مجموعه قرار گیرد.
رئیس یا رهبر؟ آداب برخورد مدیران با زیردستان در سیره علوی
 

مدیریت در نگاه علوی؛ امانت، نه غنیمت

امام علی علیه‌السلام در نامه پنجم نهج‌البلاغه، به اشعث بن قیس یادآوری می‌کنند که مسئولیت او طعمه‌ای برای بهره‌برداری شخصی نیست، بلکه امانتی بر گردن اوست. این تعبیر، بنیان فلسفه مدیریت علوی را روشن می‌سازد. مدیر مالک سازمان، کارکنان یا منابع عمومی نیست؛ امانت‌داری است که برای مدتی اختیار بخشی از آنها را بر عهده گرفته است.
اگر مقام به «طعمه» تبدیل شود، امکانات سازمان برای منافع شخصی مصرف می‌شوند، نزدیکان بر شایستگان تقدم می‌یابند و کارکنان به ابزار تثبیت موقعیت مدیر فروکاسته می‌شوند. اما اگر مسئولیت امانت باشد، نخستین پرسش مدیر این خواهد بود که چگونه باید حق این جایگاه را ادا کند.
 

فرمان‌روایی یا خدمت؛ بیماری «من دستور می‌دهم»

در عهدنامه مالک اشتر، امام علی علیه‌السلام هشدار می‌دهند: «مگو من مأمور و فرمانروایم؛ فرمان می‌دهم و باید اطاعت شوم.» سپس پیامد چنین نگاهی را فساد دل، سستی دین و نزدیک شدن دگرگونی قدرت معرفی می‌کنند. این سخن، نقد صریح مدیریتی است که مشروعیت خود را صرفاً از جایگاه اداری می‌گیرد.
اطاعت سازمانی برای نظم ضروری است، اما مدیر نمی‌تواند هر خواسته شخصی را با عنوان دستور حرفه‌ای تحمیل کند. قدرتی که نیازی به توضیح، پاسخ‌گویی و رعایت قاعده احساس نمی‌کند، دیر یا زود به خودکامگی می‌رسد. رهبر اقتدار دارد، اما اقتدارش را با خودخواهی اشتباه نمی‌گیرد.
 

کرامت کارکنان؛ انسان پیش از آنکه نیروی انسانی باشد

یکی از مشهورترین فرازهای عهدنامه مالک اشتر، این سخن است که مردم «یا برادر دینی تو هستند یا در آفرینش همانند تو». این اصل، نگاه مدیر را به کارکنان دگرگون می‌کند. فرد شاغل فقط یک «منبع انسانی» برای تولید خروجی نیست؛ انسانی دارای شخصیت، خانواده، آبرو، نیازهای روانی و حق شنیده شدن است.
کاربرد زبان تحقیرآمیز، تهدید دائمی، افشای خطای کارمند در جمع یا بی‌اعتنایی به وضعیت انسانی او با این نگاه سازگار نیست. حفظ کرامت به معنای نادیده گرفتن ضعف عملکرد نیست؛ به این معناست که حتی هنگام تذکر، ارزیابی یا خاتمه همکاری نیز حرمت انسان شکسته نشود.
 
رئیس یا رهبر؟ آداب برخورد مدیران با زیردستان در سیره علوی
 

رحمت مدیریتی؛ مهربانی بدون سستی

امام علی علیه‌السلام به مالک فرمان می‌دهند که دل خود را از رحمت، محبت و لطف نسبت به مردم سرشار سازد و مانند درنده‌ای نباشد که خوردن آنان را غنیمت می‌شمارد. رحمت در مدیریت به معنای حذف استانداردها یا چشم‌پوشی دائمی از خطا نیست.
مدیر مهربان می‌تواند درباره کیفیت کار سخت‌گیر باشد، اما از رنج و آسیب کارکنان لذت نمی‌برد و مجازات را نخستین ابزار خود قرار نمی‌دهد. او میان خطای سهوی، ناتوانی آموزشی، سهل‌انگاری تکرارشونده و تخلف عمدی تفاوت می‌گذارد. رحمت، عدالت را تعطیل نمی‌کند؛ اجازه نمی‌دهد اجرای عدالت به انتقام شخصی تبدیل شود.
 

شایسته‌گزینی؛ سازمان ملک دوستان مدیر نیست

در عهدنامه مالک اشتر بر انتخاب کارگزاران پس از آزمون و پرهیز از انتصاب بر پایه جانبداری و خودکامگی تأکید شده است. این اصل برای سازمان‌های امروز معنایی روشن دارد: رابطه خویشاوندی، دوستی، هم‌فکری سیاسی یا تملق نباید جای صلاحیت حرفه‌ای را بگیرد.
مدیرانی که نزدیکان خود را بدون شایستگی منصوب می‌کنند، فقط به دیگر کارکنان ظلم نمی‌کنند؛ کیفیت تصمیم‌ها و اعتماد عمومی را نیز کاهش می‌دهند. شایسته‌گزینی باید بر معیارهای مکتوب، تجربه مرتبط، سلامت اخلاقی، توان یادگیری و تناسب فرد با مسئولیت استوار باشد. رهبر عادل از حضور افراد توانمند نمی‌ترسد و سازمان را با افراد ضعیف اما مطیع پر نمی‌کند.
 

تقسیم مسئولیت؛ تناسب کار با توان انسان

انتخاب نیروی مناسب فقط به استخدام محدود نمی‌شود؛ مسئولیت نیز باید متناسب با توان، تجربه و ظرفیت فرد واگذار گردد. سپردن کاری سنگین بدون آموزش و منابع کافی و سپس سرزنش کارمند برای شکست، نوعی بی‌عدالتی مدیریتی است.
از سوی دیگر، نگه داشتن افراد توانمند در کارهای کم‌اهمیت به دلیل ترس از رشد آنان، استعداد سازمان را تلف می‌کند. مدیر باید شرح وظیفه را روشن سازد، اختیار متناسب با مسئولیت بدهد و از صدور دستورهای متناقض جلوگیری کند. نمی‌توان از کارمند درباره نتیجه‌ای پاسخ خواست، اما ابزار تصمیم‌گیری، زمان کافی و دسترسی ضروری را از او دریغ کرد.
 
رئیس یا رهبر؟ آداب برخورد مدیران با زیردستان در سیره علوی
 

الگوسازی؛ مدیر نخست باید خود را مدیریت کند

در حکمت علوی آمده است کسی که خود را پیشوای مردم قرار می‌دهد، باید پیش از آموزش دیگران، از آموزش خویش آغاز کند و پیش از تأدیب با زبان، با رفتار خود آموزش دهد. این اصل، قلب رهبری اخلاقی است.
مدیری که دیر به جلسه می‌رسد، نمی‌تواند از وقت‌شناسی سخن بگوید؛ مدیری که اعتبار کار تیم را به نام خود ثبت می‌کند، نمی‌تواند از امانت‌داری انتظار داشته باشد؛ و مدیری که در خشم توهین می‌کند، با برگزاری دوره ارتباط مؤثر فرهنگ سازمان را اصلاح نخواهد کرد. کارکنان بیش از دستورهای مدیر، رفتار واقعی او را می‌آموزند. فرهنگ سازمان غالباً سایه شخصیت مدیران آن است.
 

عدالت در ارزیابی؛ نیکوکار و بدکار یکسان نیستند

امام علی علیه‌السلام به مالک اشتر هشدار می‌دهند که نیکوکار و بدکار نزد او در یک جایگاه نباشند؛ زیرا یکسان دیدن آنان، نیکوکاران را به نیکی بی‌رغبت و بدکاران را به بدی گستاخ می‌کند. در سازمان نیز اگر کار دقیق و کم‌کاری، امانت‌داری و فرصت‌طلبی، یا مسئولیت‌پذیری و بدقولی پیامدی یکسان داشته باشند، انگیزه کارکنان شایسته از میان می‌رود.
عدالت همیشه به معنای برخورد مشابه نیست؛ گاهی رفتار متفاوت با عملکردهای متفاوت، عین عدالت است. ارزیابی باید بر شواهد، شاخص‌های روشن و فرصت پاسخ‌گویی استوار باشد، نه بر میزان نزدیکی افراد به مدیر یا برداشت‌های لحظه‌ای او.
 

 قدردانی؛ سهم افراد را به نام خود ثبت نکنید

یکی از نشانه‌های رئیس خودمحور آن است که موفقیت‌ها را نتیجه هدایت خود و شکست‌ها را محصول ضعف کارکنان معرفی می‌کند. رهبر اخلاقی برعکس عمل می‌کند: سهم واقعی افراد را می‌بیند و مسئولیت تصمیم‌های مدیریتی خود را می‌پذیرد. قدردانی مؤثر باید مشخص، متناسب و صادقانه باشد.
جمله «از زحمات همه ممنونم» مفید است، اما اشاره دقیق به تلاش کسی که مسئله دشواری را حل کرده، اثر بیشتری دارد. به‌رسمیت شناختن افراد فقط پاداش عاطفی نیست؛ نوعی ادای حق است. کارمندی که می‌بیند حاصل تلاشش نادیده گرفته یا مصادره می‌شود، به‌تدریج انگیزه مشارکت داوطلبانه را از دست می‌دهد.
رئیس یا رهبر؟ آداب برخورد مدیران با زیردستان در سیره علوی

تأمین عادلانه؛ توقع پاک‌دستی بدون رعایت حقوق

امام علی علیه‌السلام در عهدنامه مالک اشتر، پس از سفارش به انتخاب کارگزاران شایسته، بر گشایش در روزی آنان تأکید می‌کنند تا این امر در اصلاح و بی‌نیازی‌شان مؤثر باشد و عذری برای دست‌اندازی به اموال زیر دست نداشته باشند.
این توصیه را می‌توان اصلی مهم در عدالت سازمانی دانست: مدیر نمی‌تواند از کارکنان انتظار تعهد، تمرکز و پاک‌دستی داشته باشد، اما حقوق آنان را نامنظم، ناکافی یا مبهم پرداخت کند. البته حقوق مناسب هرگز تخلف را توجیه نمی‌کند؛ بااین‌حال، سازمان نیز موظف است قرارداد روشن، پرداخت به‌موقع، امنیت نسبی و تناسب میان مسئولیت و جبران خدمات را رعایت کند.
 

نظارت؛ اعتماد به معنای رها کردن نیست

در الگوی علوی، محبت و اعتماد جای نظارت را نمی‌گیرند. امام علی علیه‌السلام به مالک توصیه می‌کنند عملکرد کارگزاران را بررسی کند و ناظران راستگو و وفادار بر آنان بگمارد. نظارت سالم برای کشف حقیقت و پیشگیری از فساد است، نه برای ایجاد ترس یا یافتن بهانه‌ای جهت حذف افراد.
مدیر باید از گزارش‌های یک‌جانبه، شنود غیرضروری، تجسس در زندگی شخصی و فرهنگ خبرچینی دوری کند. شاخص‌های عملکرد، گزارش‌های مستند و سازوکار حسابرسی روشن، جایگزین مناسبی برای سوءظن دائمی‌اند. اعتماد بدون نظارت ممکن است به سهل‌انگاری برسد و نظارت بدون اعتماد، سازمان را به فضای امنیتی تبدیل می‌کند.
 

خطاپوشی و پاسخ‌گویی؛ دو اصل مکمل

کارکنان، مانند همه انسان‌ها، دچار خطا می‌شوند. در عهدنامه مالک اشتر بر توجه به لغزش‌ها و ناتوانی‌های مردم و رفتار همراه با عفو و گذشت تأکید شده است. این نگاه، مدیر را از عیب‌جویی بیمارگونه دور می‌کند، اما به معنای حذف پاسخ‌گویی نیست. خطایی که با آموزش، اصلاح فرایند یا تذکر خصوصی قابل رفع است، نباید به پرونده‌ای برای تحقیر دائمی فرد تبدیل شود.
در مقابل، تخلف عمدی، فساد یا رفتاری که حقوق دیگران را تهدید می‌کند، نیازمند رسیدگی منصفانه است. مدیر عادل خطا را نه پنهان می‌کند و نه بزرگ‌تر از واقعیت نشان می‌دهد؛ متناسب با ماهیت آن واکنش نشان می‌دهد.

 شنیدن پیش از داوری؛ کارمند نیز روایت دارد

بسیاری از تصمیم‌های ناعادلانه زمانی گرفته می‌شوند که مدیر فقط گزارش سرپرست، مشتری یا یکی از همکاران را شنیده است. عدالت اقتضا می‌کند فرد مورد انتقاد نیز فرصت توضیح داشته باشد. ممکن است تأخیر ظاهری او نتیجه تغییر ناگهانی اولویت‌ها، کمبود اطلاعات یا دستورهای متعارض باشد. شنیدن توضیح به معنای پذیرش آن نیست؛ بخشی از فرایند کشف حقیقت است. مدیری که پیش از شنیدن هر دو سوی ماجرا حکم می‌دهد، کارکنان را به دفاع پنهانی، تشکیل ائتلاف و ثبت وسواس‌گونه مکالمات سوق می‌دهد. رهبر با کاهش داوری‌های شتاب‌زده، امنیت و صداقت را افزایش می‌دهد.
 
رئیس یا رهبر؟ آداب برخورد مدیران با زیردستان در سیره علوی
 

دسترس‌پذیری؛ فاصله مدیریتی نباید به بی‌خبری تبدیل شود

امام علی علیه‌السلام به مالک اشتر سفارش می‌کنند زمانی را برای صاحبان نیاز قرار دهد، شخصاً برای آنان بنشیند و نگهبانان و اطرافیان را کنار بزند تا مردم بدون ترس سخن بگویند. این توصیه برای مدیریت امروز، معنای «دسترسی سازمان‌یافته» دارد. مدیر لازم نیست هر لحظه در دسترس همه باشد، اما باید کانالی واقعی برای بیان مسئله، اعتراض و پیشنهاد فراهم کند.
اگر کارکنان تنها از طریق حلقه‌ای از واسطه‌ها با مدیر ارتباط داشته باشند، اطلاعات پالایش و گاه تحریف می‌شود. جلسه‌های منظم، امکان گفت‌وگوی خصوصی و سازوکار امن گزارش مشکل، فاصله خطرناک میان اتاق مدیریت و واقعیت سازمان را کاهش می‌دهد.
 

نقدپذیری؛ رهبر از صدای مخالف نمی‌ترسد

در خطبه ۲۱۶ نهج‌البلاغه، امام علی علیه‌السلام از مردم می‌خواهند از بیان سخن حق و مشورت عادلانه خودداری نکنند. مدیری که خود را بی‌نیاز از نقد می‌داند، به‌تدریج قربانی اطلاعاتی می‌شود که اطرافیان برای خوشایند او تنظیم کرده‌اند. رهبر نقدپذیر لزوماً هر پیشنهادی را نمی‌پذیرد، اما برای شنیدن آن هزینه ایجاد نمی‌کند.
او میان مخالفت حرفه‌ای و بی‌انضباطی تفاوت می‌گذارد، پرسش را توهین نمی‌بیند و کارکنانی را که خطرها را زودتر گزارش می‌کنند، مجازات نمی‌کند. سازمانی که در آن همه با مدیر موافق‌اند، الزاماً هماهنگ نیست؛ شاید فقط از سخن گفتن می‌ترسد.
 

قاطعیت؛ مهربانی بدون تصمیم، رهبری نیست

برخی مدیران برای آنکه محبوب باقی بمانند، تصمیم‌های دشوار را به تعویق می‌اندازند، با کم‌کاری برخورد نمی‌کنند و اختلاف‌ها را نادیده می‌گیرند. این رفتار در ظاهر مهربانانه است، اما هزینه آن بر دوش کارکنان مسئولیت‌پذیر قرار می‌گیرد.
رهبری اخلاقی به قاطعیت نیاز دارد: وظایف باید روشن شوند، تخلف بررسی شود، تعارض منافع مهار گردد و تصمیم در زمان مناسب گرفته شود. تفاوت قاطعیت و خشونت در این است که قاطعیت بر قاعده، شواهد و تناسب استوار است، اما خشونت از خشم و نمایش قدرت تغذیه می‌کند. مدیر علوی نه مستبد است و نه بی‌تصمیم.
 

مسئولیت نهایی؛ مدیر نمی‌تواند همه چیز را واگذار کند

تفویض اختیار برای رشد سازمان ضروری است، اما مدیر نمی‌تواند با واگذاری کار، از مسئولیت نهایی خود فرار کند. امام علی علیه‌السلام در عهدنامه مالک، از کارهایی یاد می‌کنند که حاکم باید شخصاً آنها را پیگیری کند؛ از جمله پاسخ‌گویی به کارگزاران و برآوردن نیازهایی که دستیاران از انجام آن ناتوان‌اند. در سازمان امروز نیز برخی امور—مانند تصمیم‌های راهبردی، رسیدگی به بحران‌های اخلاقی، حفاظت از حقوق کارکنان و پذیرش پیامد انتخاب مدیران—قابل واگذاری کامل نیستند. جمله «من خبر نداشتم» همیشه عذر پذیرفتنی نیست؛ گاهی ندانستن، نتیجه طراحی ضعیف نظام نظارت است.
 
رئیس یا رهبر؟ آداب برخورد مدیران با زیردستان در سیره علوی
 

 پرهیز از مدیریت ترس؛ سکوت نشانه سلامت نیست

مدیر مستبد ممکن است با افتخار بگوید در حضور او کسی مخالفت نمی‌کند و همه وظایف را بی‌چون‌وچرا انجام می‌دهند. اما سکوت کارکنان می‌تواند نشانه ناامنی باشد، نه احترام. در فرهنگ ترس، افراد خطا را گزارش نمی‌کنند، ایده تازه نمی‌دهند، مسئولیت اضافی نمی‌پذیرند و فقط می‌کوشند مورد سرزنش قرار نگیرند.
نتیجه ظاهراً نظم است، اما در باطن سازمان یادگیری خود را از دست می‌دهد. رهبر باید میان احترام و ترس تفاوت بگذارد. احترام از عدالت، ثبات رفتاری و صلاحیت می‌آید؛ ترس از تهدید و پیش‌بینی‌ناپذیری.
 

توجه به تفاوت‌ها؛ عدالت همیشه رفتار یکسان نیست

کارکنان از نظر تجربه، شرایط خانوادگی، توان جسمی، سبک یادگیری و نیاز به حمایت یکسان نیستند. رفتار عادلانه الزاماً به معنای نسخه‌ای مشابه برای همه نیست. کارمند تازه‌وارد به آموزش بیشتری نیاز دارد و فرد باتجربه ممکن است به اختیار گسترده‌تری نیازمند باشد.
همچنین در بیماری، سوگ یا بحران خانوادگی، انعطاف موقت می‌تواند شکل مسئولانه‌ای از رحمت باشد. البته تفاوت در برخورد باید دلیل حرفه‌ای و قابل توضیح داشته باشد؛ وگرنه به تبعیض و امتیازدهی تبدیل می‌شود. رهبر خوب تفاوت‌های واقعی را می‌بیند، اما برای علاقه شخصی خود نام «توجه به تفاوت‌ها» انتخاب نمی‌کند.
 

رشد کارکنان؛ رهبر برای جانشین ساختن نمی‌ترسد

رئیس ناامن، دانش و اختیار را نزد خود نگه می‌دارد تا هیچ‌کس بی‌نیاز از او نباشد. رهبر توانمند، افراد را آموزش می‌دهد، مسئولیت تدریجی می‌سپارد و برای آینده سازمان جانشین می‌پرورد. هدف او وابسته نگه داشتن کارکنان نیست، بلکه افزایش ظرفیت مجموعه است. آموزش، بازخورد، فرصت تجربه و پذیرش خطاهای قابل جبران، ابزارهای این رشد‌اند. مدیری که از پیشرفت زیردستان خود احساس تهدید می‌کند، در عمل سقف سازمان را به اندازه ترس‌های شخصی خویش پایین می‌آورد. یکی از نشانه‌های رهبری موفق آن است که افراد پس از مدتی، تواناتر و مسئولیت‌پذیرتر از روز ورودشان باشند.
 
رئیس یا رهبر؟ آداب برخورد مدیران با زیردستان در سیره علوی
 

برنامه عملی؛ مدیر علوی از کجا آغاز کند؟

حرکت به سوی مدیریت علوی با شعار و نصب فرازهایی از نهج‌البلاغه بر دیوار سازمان تحقق نمی‌یابد. مدیر می‌تواند از چند اقدام قابل سنجش آغاز کند: معیارهای استخدام و ارتقا را مکتوب کند، جلسه‌ای منظم برای شنیدن کارکنان داشته باشد، ارزیابی را بر شواهد استوار سازد، تذکر را خصوصی و قدردانی را منصفانه انجام دهد، پرداخت‌ها و تقسیم کار را بازبینی کند و پیش از سرزنش افراد، نقش فرایندها و تصمیم‌های خود را بسنجد. مهم‌تر از همه، باید از کارکنان مورد اعتماد بپرسد کدام رفتار مدیریتی او مانع کار شده است و برای شنیدن پاسخ، فضای امن فراهم آورد.
 

نتیجه‌گیری؛ رهبری، اخلاقِ استفاده از قدرت است

تفاوت رئیس و رهبر بیش از آنکه در واژگان مدیریتی باشد، در اخلاق استفاده از قدرت نمایان می‌شود. رئیس نام خود را بر نتیجه می‌گذارد؛ رهبر سهم دیگران را می‌بیند. رئیس از مخالفت می‌ترسد؛ رهبر سخن حق را برای جلوگیری از خطا ضروری می‌داند. رئیس کارکنان را ابزار می‌بیند؛ رهبر آنان را انسان‌هایی صاحب کرامت و حق می‌شناسد.
در سیره علوی، مدیریت با رحمت آغاز می‌شود، با عدالت سامان می‌یابد، به‌وسیله نظارت از انحراف مصون می‌ماند و با پاسخ‌گویی معنا پیدا می‌کند. مدیر علوی قرار نیست ضعیف یا صرفاً محبوب باشد؛ باید چنان قاطع باشد که حق ضایع نشود و چنان فروتن که قدرت، او را از دیدن حقیقت محروم نسازد.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
راهکارهای ترویج حجاب؛ احیای مسئولیت‌پذیری اجتماعی
راهکارهای ترویج حجاب؛ احیای مسئولیت‌پذیری اجتماعی
ترامپ و مقامات دولتش به استفاده از سلاح هسته ای علیه ایران فکر می‌کنند
play_arrow
ترامپ و مقامات دولتش به استفاده از سلاح هسته ای علیه ایران فکر می‌کنند
نماینده کنگره آمریکا: ترامپ در پایین‌ترین میزان محبوبیت قرار دارد / مردم خواستار پایان جنگ با ایران هستند
play_arrow
نماینده کنگره آمریکا: ترامپ در پایین‌ترین میزان محبوبیت قرار دارد / مردم خواستار پایان جنگ با ایران هستند
جزئیات دستمزد بازیگران سلمان فارسی
play_arrow
جزئیات دستمزد بازیگران سلمان فارسی
عادی‌ترین هدیه عروسی برای داماد در یمن
play_arrow
عادی‌ترین هدیه عروسی برای داماد در یمن
مبلغ کالابرگ چه زمانی افزایش پیدا خواهد کرد؟
play_arrow
مبلغ کالابرگ چه زمانی افزایش پیدا خواهد کرد؟
کارت قرمزی که سریع به زرد تبدیل شد؛ اتفاق خبرساز در لیگ کویت
play_arrow
کارت قرمزی که سریع به زرد تبدیل شد؛ اتفاق خبرساز در لیگ کویت
خلاصه والیبال ایران ۳ - استرالیا ۱
play_arrow
خلاصه والیبال ایران ۳ - استرالیا ۱
پاسخ ترامپ به یک سوال: جنگ در ایران چه زمانی تمام می‌شود؟
play_arrow
پاسخ ترامپ به یک سوال: جنگ در ایران چه زمانی تمام می‌شود؟
ضعیف‌ترین شاه ایران از نظر شهید رشید
play_arrow
ضعیف‌ترین شاه ایران از نظر شهید رشید
تیراندازی مرگبار در آمریکا
play_arrow
تیراندازی مرگبار در آمریکا
ترامپ: فکر می‌کنم ایران مسئول حمله به خط لوله «شرق-غرب» است
play_arrow
ترامپ: فکر می‌کنم ایران مسئول حمله به خط لوله «شرق-غرب» است
کمین نیروهای مسلح یمن در مسیر مزدوران سعودی
play_arrow
کمین نیروهای مسلح یمن در مسیر مزدوران سعودی
شرح حدیثی از امام صادق(ع) درباره فضیلت نماز شب توسط رهبر شهید
play_arrow
شرح حدیثی از امام صادق(ع) درباره فضیلت نماز شب توسط رهبر شهید
کلاهبرداری از طریق رمزارزها
play_arrow
کلاهبرداری از طریق رمزارزها